شاد باشید و شادی کنید
جون بچه محلاتون ببخشید مدرسه ها شروووع شده دیر به دییییییییییر آپ میکنم
تنکس بای
سفره عقد
زن: عزیزم امیدوارم همیشه عاشق هم بمونیم و شمع زندگیمون نورانی باشه
مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟
روز زن
زن: عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی
مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم آشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی داریم)
روز مرد
زن : وای عزیزم اصلا" قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری برات بگیرم
مرد: حالا اشکال نداره عزیزم سال دیگه جبران میکنی(بوی غذا میاد)
روز بعد از تولد بچه
زن :وای مامانی بازم گرسنه هستی،(عزیزم شیر خشک بچه رو ندیدی)
مرد: با دهان پر (نه عزیزم ،راستی شیر خشک چرا ایقد خوشمزه است)
چهل سال بعد
زن: عزیزم شمع زندگیمون داره بی فروغ می شه،ما پیرشدیم
مرد: یعنی دیگه کیک نخوریم؟
دو ثانیه قبل از مرگ
زن: عزیزم هیشه دوستت داشتم
مرد: گشنمه!
وصیت نامه
زن : کاش مجال بیشتری بود تا در میان عزیزانم می بودم و نثارشان میکردم تمام زندگی ام رو
مرد: شب هفتم قرمه سبزی بدید
اون دنیا
زن خطاب به فرشته مسئول:خواهش می کنم مارو از هم جدا نکنید،نه نه ،خدایا بخاطر من.و سرانجام موافقت می شه که مرد از جهنم بره بهشت.
مرد خطاب به دربان جهنم: حالا تو بهشت شام چی میدن؟
نه تنها براي آنچه كه هستي
بلكه براي آنچه كه هستم هنگامي كه با توام
دوستت دارم نه تنها براي آنچه كه از خود ساخته اي
بلكه براي آنچه كه از من مي سازي
دوستت دارم , براي بخشي از وجودم كه تو شكوفايش مي كني
دوستت دارم ,چون دست بر دل فسرده ام مي نهي
زنگارهاي بي ارزش و بي مقدار را به سويي مي زني
و نور مي تاباني بر گنجينه هاي پنهاني كه تاكنون در ژرفا مانده بودند
دوستت دارم
چون ياريم مي كني كه از تخته پاره هاي زندگي نه يك كپر, كه معبدي در خور بنا نهم
كه كار روزانه ام نه يك سرشكستگي بلكه ترنم ترانه اي باشد
دوستت دارم
چون بيش از هر كيش و اييني به رويش من ياري رسانده اي
فراتر از هر سرنوشتي شادي را به من ارزاني داشتي
اين همه را هديه داده اي
بي هيچ تماسي , كلامي و يا اشارتي
به اين كار توانا گشته اي
چون خود بوده اي
شايد دوست بودن در نهايت همين معنا باشد
دیدم یه سایه افتاد روم
سرم رو آوردم بالا
نگاه کرد تو چشمام، از خجالت آب شدم
تمام صورتم عرق شرمندگی پر کرد
گفت:تنهایی
گفتم:آره
گفت:دوستات کوشن؟
گفتم: همشون گذاشتن رفتن
گفتی: تو که می گفتی بهترین هستن!
گفتم:اشتباه کردم
گفتی: منو واسه اونا تنها گذاشتی
گفتم:نه
گفتی:اگه نه،پس چرا یاد من نبودی؟
گفتم:بودم
گفتی:اگه بودی،پس چرا اسمم رو نبردی ؟
گفتم:بردم، همین الان بردم
گفتی:آره،الان که تنهایی،وقت سختی
گفتم:…..(گر گرفتم از شرم-حرفی واسه جواب نداشتم)
-سرمو اینداختم پایین-گفتم:آره
گفتم:تو رفاقتت کم آوردم،منو بخش
گفتی:ببخشم؟
گفتم:اینقدر ناراحتی که نمی بخشی منو؟ حق داری
گفتی:نه! ازت ناراحت نبودم! چیو باید می بخشیدم؟
تو عزیز ترینی واسم،تو تنهام گذاشتی اما تنهات نذاشته بودمو نمی ذارم
گفتم:فقط شرمندتم
گفتی:حالا چرا تنها نشستی؟
گفتم:آخه تنهام
گفتی:پس من چی رفیق؟
من که گفتم فقط کافیه صدا بزنی منو تا بیام پیشت
من که گفتم داری منو به خاطر کسایی تنها می ذاری که تنهات می ذارن
اما هر موقع تنها شدی غصه نخور،فقط کافیه صدا بزنی منو
من همیشه دوست دارم،حتی اگه منو تنها بزاری،
همیشه مواظبت بودم،تو با اونا خوش بودی،منو فراموش کردی تو این خوشی
اما من مواظبت بودم،آخه رفیقتم،دوست دارم
دیگه طاقت نیاوردم،بغض کردمو خودمو اینداختم بغلت،زار زدم،گفتم غلط کردم
گفتم شرمنده ام،گفتم دوست دارم،گفتم دستمو رها نکن که تو خودم گم بشم
گفتم دوست دارم…
گفتم: داد می زنم تو بهترین رفیقیییییییییییییییی
بغلت کردم گفتم:تو بن بست رفیقی
یک کلام،خدا تو بهترینی